همشهری آنلاین-رابعه تیموری: در این سالها بیش از ١٠هزار منبر و چندین ضریح ساخته و هنر حاج اکبر در ورودی بقاع متبرکهای مانند حرم امام رضا (ع)، بارگاه امام حسین (ع)، حرم حضرت عباس (ع)، آستان شیخ صدوق، مزار میرزای قمی و صدها هیئت و حسینیه نقش بسته است. ساخت در و منبر و بدنه چوبی ضریحهای نفیس خوشنقشونگار تنها هنر حاجاکبر خبوشانی نیست و در مرکز ترک اعتیادی که او راهانداخته صدها نفر به زندگی بازگشتهاند. در کارگاه درودگری حاجاکبر هم به روی بهبودیافتگان ترک اعتیاد باز است و او در آنجا مهارت و تجربیاتش را پدرانه و دستودلبازانه به آنها میآموزد تا با نقشزدن روی چوبهای صاف صیقلی، روزی سفرههایشان را بهدست آورند.
انجام وظیفه بیعیبونقص
تا پایان ساخت بنای هیئت چیزی نمانده و امروز که در و پنجرههای چوبی لابهلای دیوار آجرچین آن جا بگیرند، نمای آن برازنده میشود. حاجاکبر همراه شاگردش آقاامیر از اصفهان به تهران آمده تا خیالش از بیعیبونقصبودن در و پنجرهها آسوده شود. با آنکه از حاجاکبر سنوسالی گذشته، از هر شهری سفارشی داشته باشد، شالوکلاه میکند و برای نصبشان به آنجا میرود. از وقتی هم کارگران شروع بهکار میکنند تا در دولنگه پر از نقوش هشتپر، در درگاه ورودی سالن جا بگیرد، زبانش از ذکر نمیافتد.
١٨سال شاگردی
در گرههای چینی و نقوش هندسیای که حاجاکبر بر چوبهای ساده گردو نشانده، رازورمزی فراتر از چیرهدستی یک استاد نجار نهفته است و او این آرایههای هنری پرزحمت و مرارت را به عشق اهلبیت (ع) روی محصولات کارگاه نجاریاش حک میکند: «ساخت در و پنجره و منبر هیئت فقط سابیدن و صیقلدادن چوب نیست و باید نجار با محبت و ارادت ائمه دست به چوب و اره ببرد.» حاجاکبر از کودکی به بوی چوب خو گرفته و در کارگاه عموی درودگرش شاگردی کرده است: «وقتی شاگرد عمویم شدم ٨-٧سال بیشتر نداشتم و بعد از ۱۸سال از او اجازه گرفتم که بهتنهایی کار کنم.»

از امامزاده داوود (ع) تا کربلا
هر ضریح مطهر متشکل از اسکلت چوبی و نمای فلزی هستند، اولین محصول کارگاه اوستای جوان ضریحی بود که برای نصب در امامزاده داوود (ع) ساخت: «آن زمان مسیر امامزاده داوود (ع)، مالرو بود و با قاطر ضریح را به آنجا بردند.» مهارت حاجاکبر جوان در کنار هم نشاندن طرحهای موزاییکی خاتمکاری و نقشهای مدور و هلالی معرق خیلی زود نام او را بلندآوازه کرد و محصولات کارگاهش به هنر دست صنعتگران نامی شهر اصفهان پهلو میزد: «حساب منبرها و صندلیهایی را که برای مساجد و هیئتها ساختهام، ندارم. بدنه چوبی ضریح هم زیاد ساختهام؛ ضریح بارگاه حضرت عباس (ع)، ضریح حرم امام رضا (ع)، ضریح حرم سیدالشهدا (ع) و...» خوشترین لحظه عمرش هم وقتی بوده که حاصل ماهها چکشکاری او در حرم امام حسین (ع) نصب شده است: «در آن لحظه احساس کردم سیدالشهدا (ع) من را به نوکری پذیرفته است.»
به یاد حسین
حاجاکبر در سالهای جنگ تحمیلی سقا بود و در میان رزمندهها به «سقای سیدالشهدا» شهرت داشت: «وقتی پسرم حسین راهی جبهه شد، من هم همپای او شدم تا برای رزمندهها سقایی کنم.» حسین در ۱۵سالگی و پیش از آنکه حاجاکبر نرمه موی دوران جوانی را پشت لب پسرک عزیزکردهاش ببیند، شهید میشود: «حسین وقتی زخمیها را به پشت جبهه منتقل میکرد، شهید شد...» پدر به یاد حسین مرکز ترک اعتیادی بنا کرده تا جوانانی که از اعتیاد زخم برداشتهاند، در آنجا التیام پیدا کنند و به زندگی برگردند: «بیش از ۲۰هزار نفر که گرفتار اعتیاد بودند در این مرکز بهبود پیدا کردهاند.» بسیاری از شاگردان حاجاکبر که در کارگاه درودگری او و در کنار فرزندانش به ساخت محصولات چوبی مشغولند، همین افراد بهبودیافته هستند: «کسانی که به زندگی برمیگردند، به شغل و منبع درآمدی نیاز دارند که سر بار بودن و بیکاری آنها را دوباره به بیراهه نکشاند. ذات هنر نجاری آرامشبخش است و بوی چوب، آرامش گمشده هنرمند را به او برمیگرداند.»

عهد ماندگار
کمپ ترک اعتیاد تنها بنایی نیست که به برکت وجود حاجاکبر در اصفهان ساخته شده و او بانی بیمارستان دولتآباد و دهها حسینیه و هیئت این شهر است.
نام نیک و هنر فاخر هنرمند سپیدموی اصفهانی باعث شده تصویرش روی تمبر پستی به چاپ برسد و شهرداری اصفهان سردیس او را در یکی از مکانهای تاریخی این شهر نصب کند. عنوان «هنرمند برتر» هم به شایستگی به حاجاکبر اعطا شده است.
با آنکه در کارگاه قدیمی هنرمند نامدار اصفهانی، درهای چوبی نفیس بسیاری ساخته شده، هنوز در چوبی قدیمی کارگاه، ساده و بیرنگ و نقش باقی مانده تا هر بار که پیر درودگر آن را به روی خلقالله میگشاید، عهدش با سیدالشهدا برای بیپیرایهماندن زندگیاش را بهخاطر بیاورد...
بیشتر بخوانید:درودگران و سردرگمی تشکلهای صنفی
نظر شما